‏نمایش پست‌ها با برچسب بروژ آكره‌اى. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب بروژ آكره‌اى. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ تیر ۱۷, پنجشنبه

چيزى نمانده

چيزى نمانده
ماه
ميان سكوت فرو مى‌ميرد
 آسمان از ستاره تهى مى‌شود
چيزى نمانده
تو از خواب برخيزى
پرده پنجره رنگ ببازد
كوچه پر شود از گام و صدا و سايه
چيزى نمانده
سرم را كف دستم بگذارم...

چه بنويسم؟
چيزى نمانده از تو جدا شوم و
دلم پوكه فشنگى گردد
شليك‌شده

۱۳۸۸ دی ۷, دوشنبه

...

شبها تلخند
دراز...
بى صدا و بى انتها!

پاسخها از تاريكى مى‌آيند
از آن سوى پرچين ذهن
گلوله به سمت پرسشهاى زبان‌بسته
شليك مى‌كنند
پرسش‌ تلخ مى‌‌شوند
دراز...
بى صدا و بى انتها