۱۳۸۸ مهر ۱۲, یکشنبه

سرگردانی

موضوع بسيار ساده است و روشن،
هر کسی آن را مي فهمد
تو مرا دوست نداری
و هرگز دوست نخواهی داشت
من چرا چنين دلبسته ام
به تو؟
چرا شامگاهان
چنين از ته دل برايت دعا می کنم؟
چرا همه چيز را ترک کردم
تا مانند کوليان سرگردان باشم؟

اما چه زيباست
انديشه ديداری ديگر با تو

هیچ نظری موجود نیست: